محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

998

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كل كاوزبان دو مثقال كوفته و بيخته به شراب فواكه سه وزن ادويه تركيب نمايند شربتى يك مثقال ساروا معجون منقول از خط ميرزا محمّد باقر حكيم باشى نواب اشرف اعلى شاه سليمان صنعت آن ورق كل سرخ طباشير سفيد تخم خرفهء مقشر تخم خشخاش سفيد زرشك منقى يشب سبز مرواريد ناسفته ابريشم مقرض كهربا بسد كل مختوم از هريك سه مثقال تخم كاسنى املهء منقى كل كاوزبان برك كاوزبان كل نيلوفر از هريك دو مثقال ورق طلا يك مثقال ورق نقره يك مثقال و نيم عنبر اشهب دو مثقال و نيم زعفران يك مثقال شربت فواكه سه وزن ادويه صنعت آن بنسخهء ديكر كل سرخ زرشك منقى كل نيلوفر مرواريد ناسفته ياقوت رمانى از هريك سه مثقال طباشير سفيد تخم خرفهء مقشر تخم كاسنى تخم كاهو مقشّر كاوزبان يشب سبز كهربا بسد كل مختوم از هريك دو مثقال مغز تخم خيارين پنج مثقال تخم خشخاش سفيد ده مثقال ورق طلا ورق نقره عنبر اشهب زعفران از هريك يك مثقال با شراب فواكه سه وزن ادويه بدستور مقرر معجون سازند شربتى يك مثقال باب السين مع الدال المهملتين سدر به فارسى كنار كويند و بهندى بيرو مراد از اين اسم برك سائيدهء آنست و برى آن پرخار و آن را ضال نامند بضاد معجمه و بستانى آن كم خار و ثمرش بزرك‌تر و لذيذ است و ثمرش شبيه بسنجد و خشبو و شيرين و با اندك ترشى و زرد و سرخ مىباشد و در هند خصوص شاه جهان‌اباد ثمر آن بسيار باليده و بزرك و شيرين و خشبو مىشود و بانواع و اشكال مختلفه مدوّر به شكل سيب كوچك و به وزن ده مثقال تا بيست مثقال و طولانى و باشكال مختلفه همه خوب و شيرين و خوشبو و نازك و شاداب و كوچك به مقدار سنجد كه نازك بدن نامند بسيار نازك و شيرين از همه انواع بهتر و نشارهء چوب آن در اخر اوّل سرد و در اخر دويّم خشك و تر و تازه آن شايد و طب باشد و خشك آن يابس و قاطع نزف الدّم و رافع قرحهء امعا و اسهالى كه از ضعف معده باشد و دافع استسقا و سپرز و حقنهء آن بدستور جهة جراحات امعا و زرورش جهت زخمهاى حار مثل ابله و غيره و قدر شربتش تا هفت درم است و برك آن جهت زخمها و تنقيهء چرك بدن و تقويت موى و منع سقوط آن و تقويت اعصاب و طرد هوام و ضماد آن با شراب جهت نضج ورمهاى حار و تحليل آن مفيد و بدستور طبيخ تازه و خشك آن نيز همين اثر دارد و ثمرش در اول سرد و در دويّم خشك بعضى در اول كرم دانسته‌اند و نارسيدهء آن ترش و قابض و لزج و رسيدهء آن قليل الغذا و دير هضم و صالح الكيموس و نيم رطل آب آن مسهل صفرا از معده و امعا و مطفى حرارت غريبه و خوردن ترش آن مانع صعود بخارات بدماغ و دافع صفرا و تشنكى و آب شيرين او مفتح سده و كشندهء كرم معده و امعا و مضر مبرودين و مصلحش كلقند و در مزاج محرورين سكنجبين و ثمر خشك آن قوى القبض و آرد آن را سويق النبق نامند جهة اسهال مرارى و قرحهء امعا نافع و ضماد شكوفهء آن در حمّام جهت رفع شرى مجرّب و مطبوخ دانهء آن بغايت قابض و ضماد كوبيدهء آن جهت شكستكى اعضا و تقويت آن مجرّب و طلاى مطبوخ آن بحدّى كه غليظ كردد جهة سستى اعضا و تقويت آن و عضلات و سرعت حركت اطفال مؤثر و كفته‌اند كه چون دانهء نبق را بكلاب اغشته زرع نمايند از برك و بار آن بوى كلاب آيد و چون بعسل الوده باشند ثمرش شيرين شود و اصلى ندارد سويق كنار نافع از براى حرارت مزاج و امراض حارّه و حميات حاده و حبس اسهال حار صفراوى صنعت آن بكيرند كنار رسيده و خشك نموده استهء آن را دور كرده آرد نمايند و به قدر حاجت با آب ممزوج نموده بىشيرينى يا با قليلى از يكى شربتهاى مناسبه با نبات يا قند تناول نمايند باب السّين مع الرّاء المهملتين [ سرطان نهرى ] سرطان نهرى به فارسى خرچنك و بهندى كيكره و بلغت فرنك كاسه كويند در دويّم سرد و تر و با جذب و تحليل و بهترين آن قسم مادهء آنست و علامتش آنكه چون سوزنى بر پشت او فرو برند آب سفيدى ظاهر كردد و مبهّى محرورين و كثير الغذاء و بطيء الهضم و سه اوقيه از آب طبيخ آن با كرفس و رازيانه مفتت حصاة و مدر حيض و فضلات و مسحوق آن با بادروج جهت سم عقرب و با شراب جهة عسر بول و با شير الاغ جهت كزيدن رتيلا و عقرب و غرغرهء شيرهء كوبيدهء آن به قدر يك سكرچه جهة خناق و درد لوزتين سريع الاثر و ضماد تازهء كوبيدهء آن جهت جذب سموم و تسكين الم كزيدهء عقرب و اخراج پيكان و خار از اعضا و تحليل اورام حاره نافع و تعليق چشمهاى آن جهت تب غب و تعليق پايهاى آن بر درخت ميوه‌دار جهة حفظ سقوط آن مطبوخ دو سه عدد كه اطراف آن را قطع كرده جوف آن را با آب و خاكستر تاك و نمك شسته و با آب صاف تطهير نموده باشند و با جو مقشر طبخ داده بنوشند جهت سل و دق و يبوست اعضا و و هزال مفرط حار مجرّب و بدستور محرّق آن با صمغ عربى و ادويه مناسبه همين اثر دارد و به جهت بواسير بغايت نافع و ضماد محرق آن جهت سرطان پستان ازموده است و چون چند عدد آن را زنده در ديك مس بىقلعى بسوزانند تا خاكستر شود و هر روز يك ملعقهء آن را با نه اوقيه آب بنوشند جهت رفع سمّ سك ديوانه كزيده مجربست و بايد كه بر موضع زخم مرهمى از روغن زيتون و سركه و جاوشير كذارند و اكر مدتى از كزيدن سك ديوانه كذشته باشد به قدر دو ملعقه هر روز بدهند و كويند شرط احراق آن به جهت اين امر وقتى است كه افتاب در اسد باشد و يا مقابلهء قمر نباشد و شعراى يمانى نموده باشد و بدستور هرگاه با يك جزو محرق مذكور نيم جزو جنطيانا و عشر جزو كندر اضافه نموده سه روز و زياده بر آن هر روز سه مثقال باب سرد بنوشند دفع اذيت سك ديوانه كزيده مينمايد بدستور سه مثقال خاكستر مذكور را با يك مثقال و نيم جنطيانا با شراب بنوشند همين اثر دارد و ضماد خاكستر آن با عسل كه باهم طبخ داده باشند جهت شقاق پا و مقعده شقاقى كه از سرما بهم رسيده باشد و شقاق مادّهء سرطانى نافع و كويند مضر مثانه است و مصلحش كل قبرسى و كل مختوم و قدر شربتش از سوختهء آن سه مثقال و از خام و پختهء آن پنج مثقالست دستور احراق سرطان بكيرند از سرطان نهرى چندانكه خواهند در ايامى كه افتاب در اسد باشد و پاهاى آن را بيندازند و شكمش را شكافته بخاكستر چوب رز و نمك بشويند و در كوزهء سفال آب نديده كرده به كلى كه از سبوس و خطمى و نمك خمير كرده باشند بپالايند و كوزه را به همان كل محكم سازند و در ميان تنورى كه از چوب رز كرم كرده باشند بكذارند و سر تنور بپوشند مثلا اكر شب كذاشته باشند صبح براورند و اكر صبح كذاشته باشند شام برآورند و سائيده به كار برند سفوف سرطان مسلول را بغايت نافع باشد صنعت آن سرطان نهرى محرق دو درم طين قبرسى صمغ عربى خشخاش سفيد و سياه مغز تخم خربزه از هريك پنج درم و در نسخهء ديكر سرطان نيز پنج درم است كوفته و بيخته شربتى يك مثقال با شراب خشخاش يا انار شيرين و در نسخهء قرابادين تحفة المؤمنين وزن سرطان ده درم است و كثيرا سه درم نيز داخل است سفوف سرطان كه مدقوق و مسلول و قروح سينه و شش و نفث مده را نافعست صنعت آن صمغ عربى مغز بهدانه و خشخاش سفيد و سياه تخم كاهو تخم خطمى از هريك شش درم صندل سفيد شكر تيغال طباشير از هريك سه درم ورق كل سرخ تخم خبازى مغز تخم كدو عصارهء لسان الحمل كل ارمنى كل مختوم كل قبرسى از هريك چهار درم زعفران يك درم اجزا كوفته و بيخته شربتى دو درم با نيم دانك كافور و دو دانك رماد سرطان با شراب خشخاش با شيرهء تخم خرفه بنوشند سفوف سرطان ديكر صنعت آن سرطان بريان كرده زيرهء سفيد بريان كرده آرد بلوط طباشير سفيد كل ارمنى حب الاس مقل كهرباى شمعى از هريك دو مثقال تخم كندنا مصطكى رومى سنبل الطيب دانهء هيل از هريك يك مثقال و نيم كهربا را صلايه كرده باقى ادويه را كوفته و بيخته سفوف